ماله خر


ماله خر قطعه ایست از ابزار یراق.
ماله خر از یک منبع تغذیه،لوله ارتجاعی نگهدارنده،کلاهک،رفلکتور ودایرکتور تشکیل شده.
از ماله خر برای ستون ها وپایه های ساختمانها و پایه های یک زندگی مشترک استفاده میشود.
از ماله خر برای بستن دهان های گشاد استفاده میشود.
ماله خر خیلی مهربان و ملوس و نرم است و او دوست دارد خود را به آدم نزدیک کند.
هر آدمی دو ماله خر دارد یکی ماله خره درون ویکی ماله خره برون و این ربطی به جنسیت ندارد.
ماله خر گوشت خوار میباشد وخوار گوشت را میمالد.
یک نوع ماله خر وجود دارد که آدم خوار است و از دهانش روغن ترمز بیرون میاد و دارای دو بال است.
ماله خر را برخی میخورند شاید گونه ی خوردنی آن باشد.
از ماله خر برای آواز خوانی نیز استفاده میشود.
ماله خر را با دسته خر اشتباه نگیرید آن چیز دیگریست که درکش برای منم ورای عقل است.
ماله خر خریدنی نیست بلکه بدس آوردنیست.

ممه


ممه تکه ایست از اجرام آسمانی و به مانند میوه های رادیواکتیو شده میماند.
ممه در بیشتر موارد خوردنی می باشد ولی درصدی از ممه ها سمی اند پس مراقب باشید.
ممه های خود را دوست بدارید وهرگز آنها را از خود دور نکنید.
ممه های خود را شب ها در آب نمک بخوابانید و آنها را در جای خشک نگهداری کنید.
ممه های خود را هفته ای یکبار (ترجیحا 5شنبه ها) روغن کاری کنید صدا ندهد.
ممه های خود را بعد از 1000 کیلومتر کارکرد حتما آچار کشی کنید.
ممه خوب دارای مساحت پهناوری میباشد که از رابطه πr² بدست می آید و نوک ممه را مورد هدف پرگار قرار ندهید.
ممه های خود را اگر میتوانید شب ها کنار سرتان روی بالشتان بخوابانید.
ممه ها را هرگز نمالانید زیرا که شما مالیده می شوید.
ممه هایتان را سفت بچسبید و همسایتان را دزد نکنید.
ممه ای که از راه حرام بدست آید حکمش محاربه میباشد.
یادتان نرود ممه ها زنده اند و نفس میکشند. 

فقط آقایون بخونن

قبل از سربازی:همه به تخمم
وسط سربازی:کیو بکنم کیو بکنم
بعد سربازی:همه بیان منو بکنن

داف


داف موجودی است  با شرایط ذیل:
1-داف ها موجودات نرمی هستند
2-داف موجودی است که کله ندارد ولی دهانی دارد که از آن جملاتی صامت بیرون میاد
3-قطر مچ پای داف باید حدود 2.3  اینچ باید باشد که در غیر این صورت آن داف نبوده و تقلبی میباشد
4-داف موجودی است مکنده که فقط کافیست به شما بچسبد تا بمکتتان
5-اگر شما در مقابل داف قرار بگیرید وعرض بدن شما در خطی صفر درجه قرار داشته باشد بدن داف نیز باید با آن خط زاویه ای 23 درجه بسازد در غیر این صورت داف مذکور حکم پشم را داشته و داف نبوده
6-داف باسنی دارد که فقط خود او قادر به دیدنش هست
7-شکم داف با کمر او رابطه ای مشروع دارد و بسیار به هم نزدیکند
8-اگر به داف دست بزنید دستتان فرو میرود
9-هر داف در روز حدود 250 پلانکتون مصرف میکند
10-شما فقط میتوانید جلوی موهای داف را بفهمید ولی عقب آن پیچیدگی دارد مانند کلم که فقط خودش درک میکند
11-داف در پایان هر مکالمه تلفنی میگوید خدافظ که با خدافظ ما فرق میکند
12-داف باید یک دستگاه206 داشته باشد که در غیر این صورت داف نبوده
13-ممه های داف لاغرند

افکار به دور از انکار 3


رو شکم خوابیده بودم رو افکارم،یهو گفتم بذاز یه حالی به خودم بدم.آلت قتالمو تو دستم گرفتم رفتم بانک،آلتو گذاشتم رو میز کارمند بانکو گفتم پول میخواد بریزه، یه فیش نقدی بده بینیم.کارمند بیچاره که از قصد شوم من خبر نداشت و فقط قصد ناهار منو میدونست جلو آلت ایستاد و گفت خواهش میکنم قربان بفرمایید بشینید بیشتر ببینیمتون.آلت قتاله که دید زیاد داره الاف میشه کمی تنومندتر از قبل شد و با سری برافراشته رو به کارمند کردو گفت تو فک کردی من بیکارم،من الآن باید برم ابرهارو بارور کنم تا برا تو کون گشاد ببارن این مسئولیت سخت منه! و آلت قتاله ی برافروخته من که دیگه از کنترلم خارج شده بود تصمیم به بارور کردن کارمند بانک گرفت ناگهان سر لولشو به سمت کارمند نشانه رفت اما یه دفه یه چی از آسمون به پایین فرود آمد.دددددددددددددددد این صدای بالهای فرشته بود.ای بابا فرشته بازم که تویی،هان دیگه چته؟ چرا صدا بالهات عوض شده؟ فرشته در جواب گفت:1سلام 2موتور زد ایکس انداختم رو خودم قبلیه ماله هلیکوپتر بود فروختم به ونزوئلا و فرشته رو به آلت کردو گفت تو از این هیکل گندت خجالت نمیکشی ییلاق؟ این بچه بازیا چیه دیگه؟ بزرگ شدی مثلا.اینکاری که تو میخوای بکنی هم رباییدن آدمه هم آییدنه آدمه.آلت قتاله به علت گذر زمان کمی سرش به سمت پایین آمده بود و فرشته رو به من کردو گفت بدو لباسا آلت قتالتو تنش کن سرما نخوره یه کاورم سر راه براش بگیر لازم میشه پاشید سه تایی بریم خونمون  میخوام با جفتتون صحبت کنم و به آلت گفت از آقا معذرت خواهی کن.آلت قتاله هم پشیمان از کارش فقط سرش را به نشانه ندامت کمی تکان داد.

افکار به دور از انکار 2


نفهمیدیم بالاخره یا بلاخره خلاصه یدونشون بود که باعث شد تا تموم بشه.آخرین امتحان دانشگاهم بود.توی سالن امتحانات نه امتتحانام رو یه صندلی نشسته بودم با کمی افکار سکسی آمیخته با شرو ور پاسخ سوالاتو نه سوالامو میدادم اما هیچی به جز عین سوالات در بلگه امتحانی من نبود(البت این چیزه عادیه که همه باهاش روبه رو شدن).بعد از کمی محاسبات روی کاغذ متوجه شدم که دستم میتونه اگه زیر چونم باشه وزن کلمو تحمل کنه.در همین حین به پایه سمت چپ صندلی جلوییم خیره شده بودم که دیدم یه فرشته جلوم داره بال بال میزنه.همه جا پر از گرد و خاک شده بود،بالهاش صدا هلیکوپتر میداد تیکو تیکو تیکو تیکو تیکو،مراقبا هرکدوم به طرفی پناه برده بودن.به فرشته گفتم فرشته تویی؟ زن آقا ذبیح همسایمون؟ فرشته گفت آره منم ولی طلاق گرفتم.گفتم لاشی چرا زودتر نگفتی؟ دلم میخواد خودت مختو تقدیمم کنی دیگه من نزنمش.گفت باشه ولی الان چی میخوای؟ گفتم قربونت میخوام الان یه کلمه بگم رو(Ro) برگه نفر جلوییم شوت شه رو هوا  صاف بیاد بیفته رو برگه من.فرشته گفت بگو.تا گفتم رو یه چی پرتاب شد رو هوا آخه مسابقات تیراندازی اهداف پرنده بود اما اون برگه نفر جلویی نبود بلکه خود نفر جلویی بود،منم نامردی نکردم پسررو رو هوا زدمش.
دیدم یکی داره میزنه رو پشتم،برگشتم گفتم ها؟ مراقب بود که نمیدونم چرا فک کرد باهاش شوخی دارم برگشت گفت بچه خوشگل وقتت تموم شده(ان آقا مگه من باهات شوخی دارم).بلند شدم از در سالن رفتم بیرون اما این دره سالن بود که از دره من رد شده بود.   

کمرت شکن4


یک شایعه براتون دارم عزیزان.حتما باور کنید.
امشب میخوام با لیزر عکس کونمو بندازم رو ماه،برید ببینید.این واقعه تاریخی به علت پخش مستقیم مسابقات فوتبال یورو بین دو نیمه بازی ساعت 21:15 صورت میگیرد.(در صورت باور نکردن عواقب به عهده باسن خود می باشد)   

کمر شکن 3

تا حالا شده یک فیلم سینمایی در مورد دفاع مقدس ببینی بعد فرمانده قبل عملیات عکس دختر 5 تا 7 سالشو از جیب جلوی چپش در نیاره و نگاه نکنه؟

افکار به دور از انکار 1



امروز دوباره درو باز کردم و وارد اتاق فکری بچگی شلوغ پلوغ خودم شدم،تا پارو گذاشتم تو اتاق پام رفت رو مهره منچ  و به خویشتن بیدار خویش گفتم اّاّاّاّاّ چی میشد همین الان آمریکا میزد دهنمونو سرویس میکرد یه موشک میخرد وسط خشتک دانشگامون این ترم آخریه امتحانامون فر میخرد منم سریع میرفتم امور مالی یه مهر تایید میزدم رو برگه های فارغ التحصیلیم میرفتم یکی یه لقته خرکیم میزدم به لاشه ی اون استادایی که تا تونستن مارو انداختن خلاصه یه جوری یه مدرکم همونجا برا خودم میزدمو میرفتم. اما تو این لحظه دلم میخواست یه نگاهه سوزناک از وسط روده موده هام به انتشارات بکنمو رد شم دمشون گرم همیشه زحمت جزوه نوشتنمون با اونا بود و صحنه ی بعدی که در ذهنم مصور شد این بود که برم آب سرد کن یه آبی بزنم بعدشم بدواّم برم بقالی سر کوچه هرچی دلم میخواد بر دارم خوارو مادر لواشکاشم بچلونم حسابی. بعدشم برم جلو آموزش پرورش در بیارم بشاشم هیچکیم هیچ کاری نتونه بکنه. چه حالی میده هر گهی میخوای تو دسترسته،بری صدا سیما جلو دوربین بزنی برقصی همه جا پخش شه، چقدر خوبه، اما تو این لحظه اینو دیدم که گوشه مدرک دانشگاهیم تو دستم پاره شده ولی این پارگی به کونم وصل بود و  دیگه هیچ دختری تو فامیل زنده نیست که چششو در بیارم، اه ،ولی اون لقته می ارزید خیلی حال داد.و اینجا بود که سر آلتم یدفه هویج سبز شد نمیدونم چرا آخرش خودمو رو عرشه ناوگان نیروی دریایی آمریکا دیدم حالا کیت وینسلتم واساده جلوم هی میگه بیا ادا تایتانیکو در بیاریم(بابا برو گمشو بیرون زشته بابام میبینه نفهم). هوووو پدسگ بیا بزن بترکونمون دیگه ان آقا   

كمرشكن ٢

تا حالا شده جلوي بستني فروشي توقف كني اونوقت بابات دستتو بكشه؟

كمرشكن

تا حالا شده بشنوي بابات شيريني خريده ولي وقتي در يخچال باز مي كني فقط كارتون شيرينيه كمي خامه اي باشه؟

بیوگرافی گوگل





گوگل
گوگل در واقع از واژه گوگول برگرفته شده و گوگول به کسی گفتنی میشه که در انجام امور انزال پای پی سی خانگی خود نشسته و آلت موسیقیه خود را که یکی از اندام بدن می باشد را فی الباب  دست قرار داده و با دست دیگر سرچ میکند فی المثل عکس برهنه و با دستی که آلت درش قرار دارد خود را به نهایت سعی و تلاش می اندازد تا به ارگولسم (رابطه منطقی بین گوگل و ارگاسم برقرار شده) برسد.که نهایت مراجع عظام فتوا دادند که برای جلوگیری از این امر قبیح مردم کابل های اینترنت خود را به خیابان ها بیاورند بشکنند که بعدا گفتن قلیون بوده ولی کابل lan بوده.
گوگل رو دوتا آدم اینکاره به اسم لری پیج که اتفاقا بچه علی گودرز بوده و لر بوده ودیگری سرگئی برین که خیلی شاخ جلو همه میریده واسمشو برین گذاشتن تاسیس کردن.
گوگل به طور تُخمینی دارای بیش از یک میلیون سرور در سراسر دنیاست که این را نشان می دهد که گوگول سرور استقلال و پرسپولیس است .
و حالا گوگل با ارائه جی میل و شبکه های اجتماعی و به تازگی گوگل باز و گوگل پلاس کون همرو از قبل گشاد تر کرده و باعث شده همه جوونا برینن تو زندگیو درسشون.
ولی من پیشنهاد میدم گوگل جا این کسشعرا یچی درست کنه نشه هیستوریو (history) پاک کنی دست بعضیا رو شه ما کونشون بذاریم.

بیوگرافی نوری زاییده


نوریز
نوری زاده نام خانوادگی اوست در بالای برگه امتحانی همراه با شماره دانشجویی .در زمان های دور پدران علی نوری زاده برای هم شبا، شباهنگ میگرفتن،کل نورای اتاقو خفه میکردن و سکس پارتی میگرفتن اما یه شب یه نور درز پیدا میکنه تو اتاق و همه میبینن یه خانومو آقایی در حال تحلیل سیاسی خاورمیانه بدن یکدیگرند. نهایت نوری زاده پس از آن اتفاق بعد 9ماه وارد شباهنگ میشود و فامیلی خود را نوری زاده میگذارد و یک مُهر حلال هم در باسن او میزنند اما وقتی اونو میخوان از در فروشگاه شهروند ببرن بیرون گیر میدن و میگن این بار کد در باسنش نمالیدن و اونو از پلاستیک در میارن و میزارن سر جاش.
او از کودکی عاشق مینیمال بوده و هرز گاهی کسشعر هایی خفن بلغور میکرده.
نوریو یه بار که از خیابون مخواسته رد شه میخواستن ترورش کنن(آخه مال ترور نیستی کانتینر ان) ولی بعدا گروه تروریستی درقاعده اعلام میکنه که قصد انگشت کردنشو طبق عادت دوران مدرسشون داشته.
و اصلا 11 سپتامبر هدف کون نوری زاده بوده که اشتباهی میزنن تو خونه مردم (همون برجه که ترکید)
اصلا ریدم دهنت دفه آخرت باشه که وارد ذهن خلاق من میشی.سری بعدی میخوای بیای تو قسمت بیوگرافی ذهن من بالا سرتو بخون ببین نوشته ریاست پس 10 تا بشین پاشو میری بعدشم نمیای تو، ههیسسسهش

بیوگرافی جاستین بیبر.قابل توجه!



جاستین درو بیبیر
مث یه تیکه جیگر مرغ مالیده شده بود رو زمین،یه متکام زیره سرش بود.از جاش راست شد سرپا.بدون اینکه به جایی نگاه کنه لباساشو تویض روغن کردو رفت بیرون.حالا هرچی هی فک میکنه نمیدونه چی میخواد.دختر همساده هم زد بیرون ،انگار ورم کرده بود که زد بیرون.واساد ،2تا ماشینم جلو پاش واسادن ولی سوار نشد.یه نیگا به جاستین کرد یعنی بدو ماشینو بردا بیار،ولی جاستین نه ماشین داشت نه آپاچی 180 سفید که بخواد داف سوارش کنه.اما دیگه دیر شده بود و اون دختر به یه پیکان سوسکی پا داد و جاستین فهمید که باید یه کاری کنه.اون از بسیج وام گرفت و یه پالس مشگی قسطی خرید و تو تنهایی های خودش به زور فشن میکرد که خیلی هم خز شده و کسشعرای بچگونه میخوند که علتی برای معروفیتش شد.از سروده های جاستین بیبر یکیش اینه:خیلی وقته که دیگه کونت واسم تنگ نمیشه    پشم ابریشم من گل به دل سنگ نمیشه
خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه ان    آخ چقد قشنگه از پشم تو دیوونه شدن
که بعدا حسن شماعی زاده خوندش
البته سروده های دیگه ایی هم داره:از خون جوانان وطن خدا لاله جانم لاله حبیب لاله آقات لاله ننت لاله،دره آقات میماله
اما جاستین با وجود هجمه فرهنگی دشمن و دختران چس کلاس قیافه تونست موفق بشه.

بیوگرافی شلگیفته فراهانی



با احترام به بازیهای توپش و پدرش،مرا حلال کنید.
گلشیفته،ننه و باباش ,عاشق شفته پلو یخ کرده ناهار بودن که اونو شام ساعت 22 همزمان با اخبار شبانگاهی بخورن و تصمیم گرفتن اسم بچشونو گه شیفته بذارن اما وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی به این اسم گیر داد و گفت بابا این اسم لختی داره برید لباس تنش کنید که منجر به اسم گلشیفه شد.
وقتی گلشفته تو فیلم یه مشت کسشعر به گارکردانی ریدلی اسکات که روزی 100تا اسکات میرفته و همزمان باید میریده بازی کرد، وزارت ارشاد برگشت گفت این ...ده خانوم  ممنوع الخروجه ولی اون رفته بود و تخم آقاشم نبود پس باید میگفتن ممنوع الدخول که البته اگر ممنوع الدخول میشد بنا به استفتاه مراجع دخول تا ختنه گاه بر آن جایز نبود لذا بنا به این حکم دیکاپریو در آن فیلم کار حرام انجام داده و به گلشفته شماره داده و دیکاپریو مرتد است و هرجا دیدینش بیارید ما، درش بذاریم.سرانجام انتشار عکس برهنه اندام آویزونش منجر به شر شد و عده ای گفتن اینکارش شبیه علیا ماجده المهدی بوده و یه کلاغ 60الاغ شد گفتن سیاسی بوده،آقای لندهوره سیبیل کلفتش گفت اصلا شفته نبوده کسه دیگه بوده،عده ای گفتن این فیلم و عکس برا جایزه بذار(سزار) بوده،بچه محلا گفتن پورن استار شده  حیف شد تقشو نذاشتیم داداش عکساشو داری یه کف دستی بریم.
به علت جر خوردن پاره ای از مسائل که قبلا پاره شدن و ما هم نفهمیدیم چرا الکی پاره شدن و شدن پاره ای از مسائل و همینطور به خاطر گل روی وزارت فرهنگ و ارشاد فقط عکس بازیگری که در یکی از خوابهایم با او رابطه ای خوب داشتم را قرار میگذاریم تا همو ببینیم.

بیوگرافی در لاپایی نادر به افغانیا



نادر شاه افشار در ایل اوشار یا آبشار یا همون آب پر فشار در شمال میدون خراسون وقتی نگهبان پارک،فلکه رو باز کرد از آبشار پایین افتاد که فک کنم سال 1066 ه.ش بود.نادر یا همون نادرقلی با بچه های اتابک کل کل زیادی داشت اما دوام نیاورد.اون عشق تکچرخ با هندا جلو دخترای محل،همون طور که تو عکس میبینید بود.نادر وقتی ازبکها اومدن سرقت مسلحانه تو خوارزم بکنن با ننش اسیر شد که بعدا مستند شوک نشونش داد. اما اون تخمایی داشت به بزرگی خاورمیانه.
اون تونست با ندادن بلیت و نزدن کارت،نگهبان BRT اسکل کنه و سوار اتوبوس شه و به خراسون گریخته بگیره طوری که حتی حامد بهدادم با هلیکوپتر بهش نرسه.
اون توجه شاه ایرج طهماسبو به خودش جلب کرد و تونست خوار افغانیارو به خصوص اشرفشونو که اصفهانو گرفته بود مورد مضحکه قرار بده و نهایتا اونو تو مورچه خورت خاکی کرد و کاری کرد کارسون که پنکه رو روشن کرد و جلو بادش تو صورت اشرف ادرار کرد.
نادر هر سمت راست میکرد اونجارو میگرفت مال خودش و این دفعه سمت هند راست کرد و هندو گرفت سی هزارتارو کشت به بقیشونم بشین پاشو داد و از این صحنه  فیلم گرفت و بیلاخشو به سمت روسا نشون داد که اونام فهمیدن این یارو کسخله و نمیشه سر به سرش گذاشت.
نهایتا نادر تو جاده قم و تو جهت مخالف با CDI تک زده بود خورد زمین کتفش شکست و رفت کما ولی به کما نرفته بود رفته بود تایلند و سرانجام چون میخواست ادا نصرتی و شیثو دربیاره تو چادرش کشتنش.     


تبریک

معاف شدم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا